الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
362
الغدير ( فارسي )
كسى كه اين روايت مجهول را ذكر نموده ، منظورش اين بوده كه حديث مزبور را از عظمت آن فرود آورده و از آن سلب اهميّت نمايد به اين منظور آن را به صورت يك قضيهء كوچك و شخصى در آورده و چنين وانمود كرده كه مختصر معارضه و نقارى بين دو نفر از افراد امّت دست داده بوده و رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله با اين جملهء از فرمايش خود آن را اصلاح فرموده ، در حالى كه او نمىداند خود را بنادانى مىزند در اينكه روايات متواتره و احاديث بسيار زيادى در سبب بر افراختن اين امر خطير در مقابل پندار بى پايه و مايه ( و مغرضانهء ) او وجود دارد كه مقصود او را در هم ميشكند ، از نزول آيهء تبليغ تا اقدامات مهمه كه در مقدّمهء ابلاغ اين امر صورت گرفت و وقايعى كه مقارن ابلاغ آن وقوع يافت ، بطوريكه هيچيك از اين امور و وقايع با اين مطلب بىاساس و دروغ سازش و مناسبتى ندارد ، و مانند دلائل قطعيه مزبور است ( در ردّ و تكذيب اين روايت مجعول « موضوع اسامه » ) آيهء كريمه * ( الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ . . ) * كه صراحت دارد به كمال دين و تمامى نعمت و خشنودى پروردگار به اين آهنگ آشكار ، و اين عظمت ( و اهميّت ) ناشى از ارزش اصلاح بين دو مرد كه با يكديگر مشاجره نمودهاند ، نيست . وانگهى گويندهء اين داستان توجه نكرده كه همين داستان بر فرض صحت آن بر تأكيد معنى و حجيّت آن بر خصم ( طرف مخالف ) افزوده است : فرض كنيد ، سبب اين بيان آشكار ( پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله ) امرى است كه اين راوى ( مجهول ) ذكر نموده ، ولى ما ميگوئيم : آن معنى را كه اسامه از كلمهء مولى دربارهء رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله ثابت دانسته و نسبت بامير المؤمنين عليه السّلام آن را انكار داشته ، ناچار بايد معنائى باشد كه مستلزم برترى و فضيلت ( خاصى ) باشد نه معنائى كه هر كس از آن بهره مند است حتى خود اسامه ، و دارا بودن آن بين مسلمين موجب برترى نخواهد بود ، در اين صورت ، اين معنى كه مورد انكار واقع شده و سپس با سخن پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله درباره علي عليه السّلام ثابت و محقق شده نيست مگر